خرید بک لینک

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

برچسب: نویسنده: mheran تاريخ: يکشنبه 23 تير 1392 ساعت: 23:40

عکس های جالب از دنیای جعبه ها

برچسب: نویسنده: mheran تاريخ: يکشنبه 23 تير 1392 ساعت: 23:40

یه پسرکوچک به یک ستاره نگاه کردوگریه سرداد ستاره گفت:

پسرچرا گریه میکنی؟

پسرگفت:توخیلی دورهستی من هرگزقادرنخواهم بودتورالمس کنم

ستاره پاسخ داد:پسراگرمن هم اکنون درقلب تونبودم تونمیتوانستی مرا ببینی

سهراب سپهری

به تماشا سوگند.....

وبه آغازکلام...........

آفتابی لب درگاه شماست!

که اگر دربگشاید،به رفتارشمامیتابد!

گاندی میگوید:شادکردن قلبی بایک عمل،بهتراز هزاران سراست که به نیایش خم شده باشد

برچسب: نویسنده: mheran تاريخ: يکشنبه 23 تير 1392 ساعت: 23:40

یکی بود یکی نبود چهار شمع به آهستگی می سوختند ودر محیط آرامی صدای صحبت آنها به گوش میرسید: شمع اول گفت: من صلح و آرامش هستم اما هیچ کس نمیتواند شعله مرا روشن نگه دارد.من باور دارم که به زودی میمیرم...سپس شعله ی صلح وآرامش ضعیف شد تا اینکه به کلی خاموش شد.

شمع دوم گفت:من ایمان هستم.برای بیشتر آدم ها دیگر در زندگی ضروری نیستم:پس دلیلی وجود ندارد که روشن بمانم...سپس با وزش نسیم ملایمی:ایمان نیز خاموش شد

شمع سوم با ناراحتی گفت: من عشق هستم ولی توانایی آن را ندارم که دیگر روشن بمانم.انسانها مرا در حاشیه زندگی خود قرار داده اند واهمیت مرا درک نمیکنند آنها حتی فراموش کرده اند که به نزدیک ترین کسان خود عشق بورزند.طولی نکشید که عشق نیز خاموش شد....

ناگهان کودکی وارد اتاق شد وسه شمع را خاموش دید. چرا شما خاموش شده اید شما قاعدتا باید تا آخر روشن بمانید. سپس شروع به گریه کرد.

آنگاه شمع چهارم گفت: تا زمانی که من وجود دارم ما میتوانیم دوباره بقیه شمع ها را روشن کنیم من امید هستم کودک با اشک وشوق شمع امید را برداشت وبقیه شمع ها را روشن کرد نور امید هرگز از زندگیتان خاموش مباد

برچسب: نویسنده: mheran تاريخ: يکشنبه 23 تير 1392 ساعت: 23:40

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net دوستت دارم
شکلک یاهو - جدید - تصاویر زیبا ساز

برچسب: نویسنده: mheran تاريخ: يکشنبه 23 تير 1392 ساعت: 23:40

برچسب: نویسنده: mheran تاريخ: يکشنبه 23 تير 1392 ساعت: 23:40

loo3-6.jpg

برچسب: نویسنده: mheran تاريخ: يکشنبه 23 تير 1392 ساعت: 23:40

بسمه تعالی

دختر با ناز به خدا گفت:چطور زیبا می آفرینی ام وانتظار داری خود را برای همگان جلوه گرنکنم؟

خدا گفت:زیبای من تورا فقط برای خودم آفریدم.

دخترک پشت چشمی نازک کردوگفت خدا که بخل نمی ورزد بگذار آزاد باشم.

خدا چادر را به دخترک هدیه داد.دخترک با بغض گفت:با این؟؟این طور که محدودترم.اصلا می خواهی زندانی ام کنی؟ یعنی اسیر این چادر مشکی شوم؟

خدا قاطع جواب داد بدون چادر اسیر نگاههای آلوده خواهی شد...

هر چیز قیمتی را که در دسترس همه نمیگذارند تو جواهری.

دخترک باغم گفت:آخر ...آخر آن وقت دیگر کسی مرا دوست نخواهد داشت.نه نگاهی به سمت من خواهد آمد ونه کسی به من توجه میکند...

خدا عاشقانه جواب داد من خریدار تو ام.منم که زود راضی میشوم و نامم سریع الرضاست.

آدمیانند وهزاران سلیقه.هر طور که بپوشی وبیارایی باز هم از تو راضی نمیشوند.

اصلا مگر تو فقیر نکاه آدمی؟آن نگاه ها مصدومت میکنند.

دخترک آرزویش را به خدا گفته بود ومیخواست چونان فرشته ای محبوب جلوه کند.

خدا با لطف جوابش راداد:دخترک قشنگ. وقتی با حجاب و عفاف در میان گرگان قدم بر میداری فرشته ای.

دخترک زبان دور دهان چرخانید وگفت:مگر خودت زیبایی را دوست نداری؟این طور ساده که نمیشود.میخواهم جذاب تر شوم وخریدنی..................................

مداد شمعی سرخش را بر داشت ولبانش را قرمز کرد.

ماژیک مشکی به دست گرفت ودور چشمهایش کشید وبعد همچون برف سفید جلوه مینمود.

آبشاری از گیسمانش را هدیه داد به نگاهها .مفت ورایگان.

دخترک چون عروسکی در بازار دنیا پشت ویترین خیابان خود را به نمایش که نه به فروش گذاشت

بر چسبی روی هر نگاه دخترک به چشم میخورد:حراج شد حراج شد

وهر کس رد میشد میگفت آن چیز که حراج شود حتما ارزش وقیمتی ندارد وهمگان رد میشدند وهیچ کس نخریدش..

برچسب: نویسنده: mheran تاريخ: يکشنبه 23 تير 1392 ساعت: 23:40

باران نباش تا با التماس به شیشه بکوبی که نگاهت کنند ابر باش که با التماس نگاهت کنند که بباریطلوع

برچسب: نویسنده: mheran تاريخ: يکشنبه 23 تير 1392 ساعت: 23:40

بهترین دوست، خداست، او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته گلی تقدیم تان می کند و خوب تر از آن است که اگر دسته گلی به آب دادیم، دسته گل هایش را پس بگیرد.

* اگر پیام خدا رو خوب دریافت نکردید، به «فرستنده ها» دست نزنید، «گیرنده ها» را تنظیم کنید.

* خداوند، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جست و جو کنیم.

* خود را ارزان نفروشیم، در فروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند: قیمت=خدا!

* این همه خود را تحقیر نکنید، خداوند پس از ساختن شما به خود تبریک گفت.

* وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است.

* یادمان باشد که خدا هیچ وقت ما را از یاد نبرده است.

* کسی که با خدا حرف نمی زند، صحبت کردن نمی داند.

* آنکه خدا را باور نکرده است، خود را انکار کرده است.

* کسی که با خدا قهر است، هرگز با خودش آشنی نمی کند.

* خدا بی گناه است در پروندۀ نگاه تان تجدید نظر کنید.

* ما خلیفۀ خداییم، مثل خدا باشیم، قابل دسترس در همه جا و همه گاه.

* آنکه خدا را از زندگیش سانسور کند همیشه دچار خود سانسوری خواهد بود.

* خدا از آن کس که روزهایش بیهوده می گذرد، نمی گذرد.

* بیهوده گفته اند تنها «صداست» که می ماند، تنها «خداست» که می ماند.

* روزی که خدا همه چیز را قسمت کرد، خود را به خوبان بخشید.

* برای اثبات کوری کافیست که انسان چشم های نگران خدا را نبیند.

* شکسته های دلت را به بازار خدا ببر، خدا، خود بهای شکسته دلان است.

* به چشم های خود دروغ نگوییم، خدا دیدنی است.

* چشم هایی که خدا را نبینند، دو گودال مخوفند که بر صورت انسان دهن باز کرده اند.

* امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چطور؟

*اگر از خدا بپرسید کیستی؟ در جواب «ما» را معرفی خواهد کرد! ما بهترین معرف خداییم، آیا اگر از ما بپرسند کیستی؟ خدا را معرفی خواهیم کرد؟

* وقتی خدا هست هیچ دلیلی برای ناامیدی نیست.

* آسمان، چشم آبی خداست، نگران همیشۀ من و تو.

* خداوند سند آسمان را به نام کسانی که در زمین خانه ندارند امضا کرده است.

برچسب: نویسنده: mheran تاريخ: يکشنبه 23 تير 1392 ساعت: 23:40

بازم به بلاگفا

به حال و اوضاع فلاکت بار اون مجموعه ای که وبلاگ موسسشو بعد از پنج سال حدف کنه باید گریست

البته باید به ریش اینها خندید تا گریستن :)

برچسب: نویسنده: mheran تاريخ: يکشنبه 23 تير 1392 ساعت: 23:39

اخیرا در سایت صبحانه یک شناسه جدید به نام reza.hashemi درست شده است که متعلق به من نیست و من هیچ شناسه کاربری در این سایت ندارم.
ضمنا سایت مذکور فیلتر است و متعلق به حسین درخشان وبلاگ نویس است.
با بررسی مطالبی که در آن سایت توسط این شناسه انجام شده است متوجه شدم که یکی از این مطالب بر علیه سایت بلاگفا رقیب دیرین ما در پرشین بلاگ و دیگری بر علیه خود من در وبلاگ پسر بوترابی sadwhisper.com بوده است.
در وبلاگی هم که به آن لینک داده شده بود سعی شده بود با اصرار من را از دوستان نزدیک حسین درخشان نشان دهند و با آسمون ریسمون یک سری افکار پوسیده را به خواننده قالب کند با این فکر خام که برای من پاپوش امنیتی و سیاسی درست کنند و با جزو یک بستر فکری طبقه بندی کنند.
در هر صورت اینجا اعلام میکنم من نه دوستی با آقای حسین درخشان دارم و نه در سایت صبحانه شناسه ای دارم و این اعمال مذبوحانه توسط دارو دسته بوترابی پرشین بلاگ انجام می شود و از زمان کناره گیری من شروع شده است.
ایشان ظاهرا از مشتریهای ثابت سایت صبحانه sobhaneh.org هستند و با اسامی مستعار اخبار آنرا به سایت مضحک خبری خود در todaylink.ir منتقل میکنند و به مجموعه تخلفات و سو استفاده های خود جعل هویت را نیز افزوده اند.
قبلا هم در حرکت مسخره ای یک رضا هاشمی دیگر در اینترنت پیدا کرده بودند که با اشپیگل در مورد سانسور و ماهواره مصاحبه کرده بود و همه جا پخش می کردند که رضا هاشمی با اشپیگل بر ضد نظام مصاحبه کرده است.
البته هر کسی که دو کلاس سواد انگلیسی داشته باشه با خواندن آن متن می فهمد که طرف مصاحبه یک مرد مسن و مدیر یک مجموعه بزرگ مسکونی است.
http://www.spiegel.de/inteational/0,1518,438601,00.html
ضمنا آدرس ایمیل همیشگی من در پرشین بلاگ را تصاحب کرده اند reza@persianblog.com و تقریبا تمام روابط من تحت آن آدرس را ربوده اند و با این کار بچه گانه مشکلاتی هم برای من ایجاد کرده اند و در جریان این موضوع هم باشید.
به هر حال ظاهرا این داستان تخریب چهره اجتماعی و کاری و فنی من و تحریف تاریخچه و حقایق پرشین بلاگ ادامه دارد و هر روز از یک جا یک دروغ جدید به سمت اینترنت و چند تا تهدید به سمت من پرتاب می شود و دروغ های شاخدار هم در جلشات حضوری و بصورت شفاهی مطرح می شوند.
به هر حال من وقت و حوصله ندارم برای هر مزخرفی که اینها به هم می بافند توضیح بدهم. شنونده باید عاقل باشد که امیدوارم باشد.

برچسب: نویسنده: mheran تاريخ: يکشنبه 23 تير 1392 ساعت: 23:39

خدا حافط پرشین بلاگ...

مایلم به اطلاع عموم و همه کاربران پرشین بلاگ و فعالان عرصه فناوری اطلاعات برسانم که از همکاری با گروه سایتهای پرشین بلاگ استعفا داده ام و هیچگونه تمایلی به ادامه همکاری با این گروه ندارم.

نزدیک به دو ماه است که اقدام به لغو تمام قرار دادهای همکاری فنی با این مجموعه کرده ام و از 23 شهریور درخواست جلسه فوری هیات مدیره و استعفای من به اطلاع مدیر آن مجموعه رسیده است و مکررا چندین بار درخواست تسریع امور کرده ام.

ناگزیر در اینجا به اطلاع می رسانم که با وجود ماندن در کنار پرشین بلاگ و پشت سر گذاشتن و تحمل فراز و نشیب ها و اختلافات مختلف در طول سالهای گذشته به هیچ وجه تمایل به همکاری با این گروه ندارم و اعلام مینمایم که نقشی در تعیین خط مشی گروه سایتهای پرشین بلاگ و شیوه راهبری آن ندارم.

شرایط و نحوه راهبری این مجموعه با آنچه که من به عنوان یکی از مدیران اولیه پرشین بلاگ و یکی از موسسین شرکت آریا گستر و کارشناسان ارشد فنی آن در نظر دارم فاصله بسیار دارد و اعتقادی به ادامه این همکاری ندارم.

این بهترین هدیه ای بود که برای روز تولدم می توانستم به خودم بدهم و امیدوارم کاربران پرشین بلاگ نیز من را از دعای خیر خودشان بهره مند نمایند.

با احترام
سید رضا هاشمی

برچسب: نویسنده: mheran تاريخ: يکشنبه 23 تير 1392 ساعت: 23:39

این یک جمله را هم به یاد دوران کودکی ار کارتون زیبای رابین هود نوشتم... اون کرکس خنگ و خواب آلود که نگهبان قصر سلطان بود و ساعت را اعلام می کرد...

برچسب: نویسنده: mheran تاريخ: يکشنبه 23 تير 1392 ساعت: 23:39

Je dirai les mots les pomes,
je jouerai les musiques du ciel,
je prendrai les rayons du soleil,
pour eclairer tes yeux de reine

برچسب: نویسنده: mheran تاريخ: يکشنبه 23 تير 1392 ساعت: 23:39

صفحه بندی